چرا مسائل اقتصاد ایران صرفاً اقتصادی نیستند؟
یک پژوهشگر اقتصاد سیاسی در یادداشتی با بررسی وضعیت فعلی اقتصاد ایران تأکید میکند که بحرانهای اصلی اقتصاد کشور از جمله تورم، نوسانات نرخ ارز، بحران آب، ناترازی نظام بانکی و صندوقهای بازنشستگی و همچنین مهاجرت نیروی انسانی، صرفاً ناشی از خطاهای فنی یا سیاستگذاریهای مقطعی نیستند؛ بلکه ریشه در ساختار قدرت، نحوه توزیع منابع و معماری نهادی اقتصاد دارند.
در این تحلیل آمده است که بسیاری از مشکلات اقتصادی ایران در لایهای عمیقتر از متغیرهای کلان اقتصادی قرار دارند؛ جایی که تصمیمات اقتصادی بهطور مستقیم با منافع گروههای مختلف، تعارضهای اجتماعی و ملاحظات سیاسی گره خورده است. به همین دلیل، هرگونه اصلاح اقتصادی در عمل به معنای بازتوزیع منافع و مواجهه با مقاومتهای جدی در سطح جامعه و ساختار قدرت است.
در بخش تورم، این یادداشت تأکید دارد که کسری بودجه مزمن، تعهدات گسترده دولت و محدودیت منابع پایدار، باعث شده تأمین مالی از مسیر نظام بانکی و افزایش پایه پولی به یک رویه تکرارشونده تبدیل شود؛ موضوعی که به شکلگیری تورم پایدار منجر شده است. در حوزه نرخ ارز نیز چندنرخی بودن بهعنوان ابزاری برای مدیریت فشارهای کوتاهمدت، همزمان به منبع رانت و بیثباتی تبدیل شده است.
همچنین در بخش نظام بانکی و صندوقهای بازنشستگی، اصلاحات ساختاری به دلیل پیامدهای اجتماعی و سیاسی به تعویق افتاده و هزینه آن به شکل پنهان به بودجه عمومی و نسلهای آینده منتقل شده است. در حوزه منابع طبیعی نیز بحران آب نتیجه سیاستهای توسعهای، قیمتگذاری غیرواقعی و نبود سازوکار مؤثر برای مدیریت تعارض منافع میان بخشهای مختلف مصرفکننده عنوان شده است.
این تحلیل در ادامه به کاهش سرمایهگذاری و افزایش مهاجرت نیروی انسانی اشاره کرده و آن را نتیجه بیثباتی اقتصادی، نبود چشمانداز قابل پیشبینی و کاهش بازده فعالیتهای مولد در اقتصاد داخلی میداند.
در نهایت، این یادداشت جمعبندی میکند که اقتصاد ایران در تقاطع سه سطح شامل متغیرهای کلان، نهادهای اقتصادی و روابط قدرت قرار دارد و بدون درک همزمان این سه لایه، امکان تحلیل و اصلاح پایدار ساختار اقتصادی کشور وجود نخواهد داشت.