کریدور حجاز؛ مسیر جدید تجارت منطقه بدون عبور از تنگه هرمز
طرح احیای راهآهن تاریخی حجاز با سرمایهگذاری برآوردی ۱۷ میلیارد دلار، بهعنوان یکی از مهمترین پروژههای ترانزیتی و ژئوپلیتیکی غرب آسیا در حال بررسی است. هدف این طرح، ایجاد یک مسیر زمینی برای اتصال دریای مدیترانه به دریای عرب و اقیانوس هند از طریق ترکیه، سوریه، اردن، عربستان سعودی و عمان است؛ مسیری که میتواند بخشی از وابستگی تجارت منطقه به تنگه هرمز را کاهش داده و نقشه کریدورهای تجاری غرب آسیا را دستخوش تغییر کند.
این پروژه در واقع نسخهای مدرن از راهآهن حجاز است که در اوایل قرن بیستم توسط امپراتوری عثمانی احداث شد. آن خط ریلی با هدف اتصال دمشق به مدینه و در ادامه مکه طراحی شده بود، اما با آغاز جنگ جهانی اول تکمیل نشد و پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی بخش عمده آن از مدار بهرهبرداری خارج شد. اکنون ترکیه با رویکردی جدید، احیای این مسیر را بهعنوان بخشی از راهبرد توسعه کریدورهای ترانزیتی خود دنبال میکند.
بر اساس برنامهریزیهای اعلامشده، مسیر جدید پس از عبور از سوریه و اردن به شبکه ریلی عربستان متصل شده و در ادامه تا عمان امتداد مییابد. این طرح در کنار پروژه «جاده توسعه» عراق و توسعه کریدور زنگزور، بخشی از برنامه کلان ترکیه برای تبدیل شدن به یکی از مهمترین مراکز لجستیکی میان اروپا، آسیا و خاورمیانه محسوب میشود.
یکی از اهداف اصلی این کریدور، ایجاد مسیر جایگزین برای انتقال کالا بدون عبور از تنگه هرمز است. اتصال بنادر عمان به شبکه ریلی ترکیه میتواند بخشی از مبادلات تجاری را از مسیر زمینی انجام دهد و در شرایط بحرانی، گزینهای جایگزین برای مسیرهای دریایی فراهم کند. هرچند ظرفیت این مسیر با حملونقل دریایی قابل مقایسه نیست، اما از منظر ژئوپلیتیکی اهمیت قابل توجهی دارد.
در صورت اجرای این طرح، عمان از مهمترین برندگان آن خواهد بود. بندر دُقم که طی سالهای اخیر سرمایهگذاریهای گستردهای برای توسعه آن انجام شده، میتواند به یکی از مراکز اصلی این کریدور تبدیل شود. در مقابل، بندر جبلعلی امارات که سالها مهمترین هاب توزیع کالا در منطقه بوده، ممکن است بخشی از مزیت رقابتی خود را از دست بدهد و با رقیبی جدید در منطقه مواجه شود.
کارشناسان این پروژه را بخشی از رقابت گسترده میان کریدورهای بینالمللی از جمله کریدور شمال–جنوب، کریدور میانی، زنگزور، جاده توسعه عراق و کریدور هند–خاورمیانه–اروپا (IMEC) میدانند. از این منظر، احیای راهآهن حجاز تنها یک پروژه حملونقلی نیست، بلکه بخشی از رقابت ژئوپلیتیکی برای بازتعریف مسیرهای تجارت جهانی و افزایش نفوذ کشورهای منطقه در زنجیرههای تأمین بینالمللی به شمار میرود.
برای ایران نیز اجرای این پروژه میتواند پیامدهای اقتصادی و ترانزیتی مهمی به همراه داشته باشد. ایجاد یک مسیر ارتباطی میان خلیج فارس و اروپا بدون عبور از خاک ایران، ممکن است بخشی از فرصتهای ترانزیتی کشور را تحت تأثیر قرار دهد. با این حال، کارشناسان معتقدند ایران همچنان با برخورداری از موقعیت راهبردی در کریدور بینالمللی شمال–جنوب، دسترسی همزمان به خلیج فارس، دریای عمان و دریای خزر و ارتباط با آسیای مرکزی، قفقاز، روسیه و هند، ظرفیت حفظ و تقویت جایگاه ترانزیتی خود را در صورت توسعه زیرساختها و دیپلماسی حملونقل خواهد داشت.
با وجود اهمیت راهبردی این طرح، اجرای آن با چالشهای متعددی روبهرو است. ناامنی و نیاز گسترده به بازسازی شبکه ریلی سوریه، هزینههای بالای سرمایهگذاری و محدودیت ظرفیت حملونقل ریلی در مقایسه با مسیرهای دریایی، از مهمترین موانع تحقق این پروژه محسوب میشوند. از همین رو، بسیاری از تحلیلگران معتقدند کریدور حجاز بیش از آنکه جایگزین حملونقل دریایی باشد، ابزاری برای تنوعبخشی به مسیرهای تجاری و کاهش ریسکهای ژئوپلیتیکی منطقه خواهد بود.